دل بستن به موجوداتی که از عشق چیزی نمیفهمند

همه برایم دست تکان دادن اما کم بود دستانی که تکانم دادن

دل بستن به موجوداتی که از عشق چیزی نمیفهمند

همه برایم دست تکان دادن اما کم بود دستانی که تکانم دادن

موضوع: تعالیم برتر

ذهن انسانی بسیار زیرک و حیله گر است . سعی میکند مسئولیتها را به گردن دیگران بیندازد. میگویید: - طبیعت باعث مشکلات راه است .- این خود شما هستید که شمکل را درست کرده اید به طبیعت ربطی ندارد . عمل طبیعت همیشه ساده و اسان است . طبیعت یعنی طبیعی یعنی بداهت یعنی سهولت . در طبیعت هیچ چیز مشکلی نیست . فقط ادمی آنها را پیچیده میکند و از آنها مشکل و ناهمواری درست میکند .
دوستی میپرسید : -آیا هدفی الهی در پشت همه چیز وجود ندارد که راه وصول را این همه سخت کرده ؟ -
نه تنها مسئولیت ها را به گردن طبیعت میاندازید بلکه سعی میکنید خیلی مقدر و الهی هم به چشم بیاید واناگر هدف الهی در پس آن وجود دارد و از همین است که رسیدن به هدف برای شما مشکل میشود از همین است که مراقبه کردن برای شما دشوار میشود از همین است که شعف این همه دور از دست به نظر می آید . نه ! شما هستید که برای هدف الهی موانع جور میکنید . به تعبیری هدف الهی وجود ندارد زیرا که هستی بی مقصد است , بازی است .
هدف یک مقوله بشری است : شما هدفدار هستید . اما هستی نمیتواند هدفدار باشد . هدفدار بودنش بی معنی است . هستی مواج است با نیروهای ذاتی اش در جوشش و جریان است . هستی ضیافت است نه هدف . جشنی دائمی است . هستی به عناوین مختلف از خود لذت میبرد . هدفی در میان نیست . و هستی نگران این نیست که شما به کمال برسید یا نه . این نگرانی از آن شماست . اگر به کمال نرسید این شما هستید که رنج میبرید . هستی ککش هم نمیگزد از اینکه شما به مقصودتان نرسیدید و هستی شما را برای رسیدن به کمال مجبور نمیکند . با خودتان است .
هستی یعنی رهایی محظ .اگر دلتان میخواهد رنج بکشید , بکشید . اگر دلتان میخواهد در شور و شعف سر کنید , سر کنید انتخابش با خودتان است . اما توقع زیادی است برای ذهن ما که تصور کند همه چیز به انخاب خودمان است زیرا آن وقت مسئول اعمالمان خواهیم بود . آن وقت حالتان بد میشود . همیشه آسانترین کار این است که دیگری را مسئول رنجمان قلمداد کنیم .
اما یادتان باشد اگر کسی دیگری مسبب رنجهای شما باشد رهایی شما میسر نخواهد بود . آزادی در میان نخواهد بود . اما اگر مسبب رنجهایتان خودتان باشید آن وقت آزادی در دستهای شما خواهد بود, اقدامی صورت خواهید داد و عوضش خواهید کرد .
بگویمتان که خود شما مسبب بهشت و جهنم خودتان هستید . اگر در جهنم بسر میبرید انتخاب کرده اید که چنین باشد . و در لحظه ای که تصمیم بگیرید میتوانید از آن خارج شوید . هیچ کس مانعتان نخواهد شد . هیچ کس به شما نخواهد گفت : - نرو بیرون - دروازه ها به روی شما بسته نخواهد بود . در واقع دروازه ای وجود ندارد و هیچ مدعی العمومی هم پای در نایستاده . به تصمیم خودتان متکی است که بگذرید یا نگذرید . مسئولیت ها را به گردن چیزهای دیگر , چیزهایی نظیر طبیعت , خدا , سرنوشت و تقدیر نیندازید .
برگرفته از کتاب زندگی به روایت بودا - مترجم : شهرام قائدی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد