دل بستن به موجوداتی که از عشق چیزی نمیفهمند

همه برایم دست تکان دادن اما کم بود دستانی که تکانم دادن

دل بستن به موجوداتی که از عشق چیزی نمیفهمند

همه برایم دست تکان دادن اما کم بود دستانی که تکانم دادن

مصاحبه با عماد آبشناس رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی آموزشگاههای رای

مصاحبه با عماد آبشناس رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی آموزشگاههای رایانه
 
و دبیر کل کانون صنفی آموزشگاههای آزاد استان تهران
 
و صاحب امتیاز،مدیر مسئول و سردبیر دوهفته نامه صفر ویک
 
 
 
 
 
 
 
ووووووووووووووو
سلام ، سوال متعارف اول . خواهشمند است خودتان را معرفی نمایید؟

ج: سلام ، من عماد آبشناس هستم متولد 1347 شهر بیروت (لبنان) همسر من فروزان مشیری ابیانه می باشد و دو فرزند به نام های شیوا و شایان دارم.

س : متولد بیروت می باشید ؟

ج : بله پدر من جهت ماموریت و ادامه تحصیل در بیروت بودند و من آنجا بدنیا آمدم.

س: تحصیلات تان چطور؟

ج : من دوران ابتدایی تحصیلات خود را در ایران گذراندم و سپس برای دوره دبیرستان و دانشگاه به لبنان رفتم که در دانشگاه آمریکایی بیروت در رشته های مهندسی کامپیوتر خبرنگاری و مدیریت تحصیل کردم و فوق لیسانس خود را از " ام آی تی "  در رشته سیستم های اطلاعاتی مدیریت دریافت کردم.

س: چطور شد در سه رشته تحصیل کردید؟

ج: من جهت تامین مخارج زندگی و دانشگاه در خبرگزاری جمهوری اسلامی در بیروت کار میکردم و هزینه های دانشگاه آمریکایی بیروت فوق العاده سنگین بود لذا قید تحصیل در آن را زده بودم و در دانشگاه دولتی لبنان در رشته علوم سیاسی مشغول بودم. همراه برخی همکلاسی ها ودوستان جهت شرکت در آزمون ورودی دانشگاه آمریکایی بیروت شرکت کردم و بیشتر کنجکاو بودم سطح معلومات خود را بسنجم چون ورود به آن دانشگاه فوق العاده سخت بود و هزینه های آن خیلی زیاد. وقتی که نتایج در آمد من در رشته پزشکی قبول شده بودم. برای خود من هم جالب بود چون خیلی تلاش نکرده بودم و رشته من در دبیرستان ریاضی بود ولی شاید بیشتر به این دلیل بود که من برای اینکه بتوانم از بورسیه تحصیلی دبیرستان استفاده کنم در دوره دیپلم خیلی درس خونده بودم تا جزو سه نفر اول آزمون باکالوریای (آ‍زمون سراسری نهایی در لبنان) شوم و خیلی هم امیدوار بودم چون در چند المپیاد علمی لبنان نفر اول شده بودم. متاسفانه دولت لبنان در آن زمان به دلیل جنگ داخلی و ناتوانی در تامین امنیت دانش آموزان آزمون نگرفت و من نتوانستم بورسیه خود را دریافت کنم ولی خوب معلومات خود را از دست نداده بودم. خلاصه امر قبولی در رشته پزشکی مرا خیلی وسوسه کرد تا دوباره فکر کنم و واقعیت امر فکر کردم تا اینجا که آمدم ادامه می دهم و هر وقت کم آوردم یا یکی دو ترم مرخصی می گیریم یا خدا بزرگ است کاریش می کنم حد اقل تلاشم را کرده باشم. وقتی که وارد رشته پزشکی شدم با دیدن خون و مرده چند بار حالم بد شد و استاد مشاور بنده از من تقاضا کرد رشته خود را به رشته هایی مثل روان شناسی و یا پزشکی ژنتیک تغییر بدم که خیلی علاقه نداشتم و تحصیلات خود در دانشگاه دولتی را برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی ترک کرده بودم. قبل از اینکه وارد دانشگاه شوم یکی از ممر های در آمد من به غیر از کار در خبرگزاری برنامه نویسی بود . من از سن 14 سالگی برنامه نویسی می کردم به این دلیل وقتی که دیدم باید رشته خود را تغییر دهم بفکر رشته مهندسی کامپیوتر افتادم.برای ورود به رشته مهندسی کامپیوتر که مورد علاقه من بود مجبور بودم مجدداً در کنکور ورودی آن دانشگاه شرکت کنم با شرایطی که آن دانشگاه داشت من فقط می توانستم در رشته های علوم انسانی ادامه تحصیل بدهم و نظر به اینکه دانشگاه آمریکایی بیروت جزو بهترین دانشگاه های دنیا در رشته خبرنگاری می باشد ترجیح دادم حد اقل در رشته ای که آن زمان شغل من هم بود تحصیل کنم پایان همان سال نیز مجدداً در کنکور دانشگاه شرکت کردم و در رشته مهندسی نرم افزار کامپیوتر قبول شدم که چون اکثر واحد های تخصصی رشته خبرنگاری را خوانده بودم همزمان با تحصیل در رشته مهندسی نرم افزار باقیمانده واحد های خبرنگاری را نیز برداشتم. پس از پایان تحصیل در رشته مهندسی کامپیوتر برای ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس تخصص سیستم های اطلاعاتی مدیریت که در آن زمان نوپا بود را انتخاب کرده بودم و در ام آی تی که می توانم به جرئت بگویم بهترین دانشگاه مهندسی دنیا است قبول شده بودم. برای اینکه مجبور نشوم واحد های پیش نیاز مدیریت را در آمریکا بخوانم آنها را در همان دانشگاه آمریکایی بیروت پاس کردم و بعداً به آمریکا منتقل کردم.

س: از 14 سالگی برنامه نویسی می کردید؟

ج: بله من یادم می آید یک تابستان را کار کرده بودم با پول هایی که جمع کرده بودم رفتم یک کامپیوتر سینکلر 48 خریدم کلاً 48 کیلوبایت حافظه داشت . فقط با برنامه بیسیک کار میکرد . دیسک و مانیتور و غیره هم نداشت به تلوزیون وصل می شد و یک ضبط صوت هم باید کنارش می گذاشتم تا برنامه ها را روی نوار ضبط ضبط می کردم. اولین بار که کامپیوتر را وصل کردم خیلی ذوق و شوق داشتم و فکر می کردم این دیگه آخرشه. ولی چون هیچ چیزی از کامپیوتر بلد نبودم هیچ کاری با آن نمی توانستم انجام دهم. حتی بازی های آن را که روی نوار ضبط بود نمی توانستم بیاورم. آن زمان آتاری هم دستگاه های بازی داشت و بصورت کارتریج بودند . فقط هم دستگاه های آنها بازی بود یعنی برنامه نویسی نمی شد روی آنها کرد خیلی هم ارزانتر از کامپیوتری بود که من خریده بودم. یادم می آِید گریه ام در آمد و همه در خانه مرا مسخره می کردند . ولی خودم را جمع و جور کردم یک کتابچه راهنما در آن دستگاه بود که دستور العمل های برنامه نویسی به زبان بیسیک و نحوه کار با دستگاه در آن بود. کتابچه را برداشتم رفتم شروع کردم خواندن . یادم می آید آن کتاب را بیشتر از 20 بار خواندم تا چیزی از قلم نیانداخته باشم بعد دستگاه را پس از حدود دو هفته دوباره راه انداختم این بار می توانستم با آن کار کنم. شروع کردم برنامه نویسی . اولین برنامه ای که نوشتم طرح پرچم ایران بود. بعد کم کم دروس ریاضی مدرسه را کامپیوتری کردم . بعد برنامه ای شبیه اتوکد درست کردم . که نقشه می کشید البته من اتوکد را ندیده بودم . یک شرکت در لبنان به نام "صخر " برنامه را از من دو هزار دلار خرید و مدیر آن شرکت از من خواست آن را روی کامپیوتر های کمودور 64 بنویسم و شرطش آن بود که روی نقشه ها بشود به عربی هم نوشت   من کامپیوتر قبلی را فروختم و یک کمودور 64 خریدم و این کار را انجام دادم و خیلی برای مدیر آن شرکت جالب بود در آن زمان حدود 15 سال سن داشتم از آن پس شروع کردم روی برنامه نویسی بازی های کامپیوتری و چند بازی کامپیوتر درست کردم که همه را همان شرکت از من خرید. و همین شد که وارد دنیای کامپیوتر شدم .  

س: چه شد به ایران آمدید؟

ج: معمولاً افرادی که سالهای متمادی در خارج کشور زندگی میکنند با یک مریضی معروف به مریضی خانه HOME SICK برخورد میکنند که من هم شدیداً دچار این نوع مریضی شده بودم . من شخصاً فردی فوق العاده ملی گرا هستم و به وطن خود علاقه شدیدی دارم . فکر می کنم دوری از وطن چنین احساسی را برای اکثریت افراد بوجود می آورد مخصوصاٌ برای ایرانی ها شما با هر ایرانی مقیم خارج کشور مصاحبه کنید میتوانم بگویم بیش از 80 درصد چنین احساسی را دارند. پس از پایان تحصیلات به ایران برگشتم و خدمت مقدس سربازی خود را انجام دادم همین جا با همسرم آشنا شدم و با او ازدواج کردم و ماندگار شدم.

س: آیا دلتان نمی خواهد به خارج بروید؟

ج: خیلی وقت ها چنین فکری به ذهنم می خورد مخصوصاً وقت هایی که با مشکلات و بروکراسی های اداری در ایران مواجه می شوم ولی همیشه آخر امر ایران را به همه جای دنیا ترجیح می دهم.

س : شما غیر از نشریه ظاهراً فعالیت های دیگر هم دارید درست است؟

ج : بله بنده یک آموزشگاه کامپیوتر بنام چرتکه دارم همچنین مدیر مسئول انتشارات موسسه نیز هستم .

س: در زمینه فعالیت های صنفی و اجتماعی چه؟

ج: من از وقتی که بچه بودم با دشمنی هایی که نسبت به ایرانی ها در خارج کشور می شد و تبعیض ها مواجه بودم چون در آن زمان انقلاب شده بود و جنگ ایران و عراق برپا بود و خوب اکثر لبنانی ها و فلسطینی ها طرفدار عراق و صدام بودند و تعداد اندکی از شیعیان طرفدار ایران بودند. حتی برخی از شیعیان طرفدار عراق بودند. من هم از همان بچگی بچه ایرانی دو آتیشه بودم بصورتی که در شهر کوچک بیروت بیشتر مرا به عماد ایرانی می شناختند تا عماد آبشناس. همین مساله منجر شد که از همان ابتدا به کارهای تشکیلاتی علاقه پیدا کنم. واقعیت امر خیلی هم فضول بودم . یعنی اینطور بگویم دوست داشتم از موجودیت کلیه طوایف و تشکیلات در لبنان سر در بیاورم لبنانی که 72 طایفه رسمی دارد. از فالانژ ها گرفته تا کمونسیت ها از سوسیالیست ها گرفته تا حزب الله و ... خلاصه بگویم اگر روزی بخواهم حزبی را در ایران درست کنم فکر می کنم آنقدر از سیستم های تشکیلاتی احزاب اطلاعات دارم که هیچ کس در ایران ندارد. وقتی وارد دانشگاه شدم انجمن ایرانیان را تشکیل دادم و سپس انجمن اسلامی دانشجویان و تا وقتی که آنجا بودم این انجمن فوق العاده فعال بود و ریاست آن نیز به عهده من بود. پس از آن به ایران آمدم عضو اولین هیات مدیره انجمن تخصصی مدیران موسس آموزشگاه های رایانه کشور شدم و هنوز هم هستم. پس از آن با همکاری دوستان انجمن صنفی آموزشگاه های رایانه را تاسیس کردیم که رئیس آن نیز هستم. سپس کانون صنفی آموزشگاه های استان تهران که دبیر کل آن نیز هستم و کانون صنفی آموزشگاه های کشور را باهمکاری دوستان تشکیل دادیم که به دلیل اینکه درگیری های زیادی در کار های صنفی کانون صنفی استان و انجمن صنفی آموزشگاه های رایانه دارم در انتخابات هیات مدیره کانون صنفی آموزشگاه های کشور برای هیچ سمتی کاندید نشدم علیرغم اینکه دوستان الطاف زیادی نسبت به ما دارند. همچنین   مراحل تشکیل اتحادیه آموزشگاه های رایانه و فن آوری کشور طی شده  که دوستان بنده را به ریاست این اتحادیه انتخاب کرده اند.

س: تفاوت این تشکل ها در چه است؟

ج: جواز انجمن تخصصی مدیران موسس آموزشگاه های رایانه کشور که یک NGO رسمی است و جواز آن از وزارت کشور دریافت شده. انجمن صنفی آموزشگاه های رایانه که یک تشکل صنفی است و جواز آن از وزارت کار دریافت شده.  کانون صنفی استان تهران متشکل از انجمن های صنفی است که در زمینه رشته های مختلف در استان تشکیل شده اند. کانون کشوری آموزشگاههای آزاد متشکل از کلیه کانون های استان های کشور است. جواز این تشکل نیز از وزارت کار است. اما در زمینه اتحادیه جواز آن از وزارت بازرگانی و اتاق بازرگانی است.

س: چه شد به فکر تاسیس نشریه افتادید؟

ج: با تجربیاتی که داشتم علاقه مند بودم نشریه ای را راه اندازی کنم که اگر خدا بخواهد در آینده میان نشریات خارجی بتواند قد علم کند. هم اینکه یک نشریه تمام خصوصی ایرانی باشد که هیچ وابستگی به هیج جا نداشته باشد و حرف در مردم را بدون هیچ گونه وابستگی بزند. سال 1377 به وزارت ارشاد مراجعه و تقاضای صدور مجوز را انجام دادم که صدور آن تا اواخر سال 1385 بطول انجامید.

س : شما نام صفر و یک را برای آن انتخاب کردید و معمولاً با خواندن این نام اولین ذهنیتی که برای همه ایجاد می شود یک نشریه کامپیوتری است ولی در آن مطالب متنوع موجود می باشد. چرا؟

ج: بله من هم همین تصور را دارم البته من در ابتدا تصمیم داشتم نام آن را سیاه و سفید یا بودن نبودن بگذارم . چون نشریه سیاه و سفید از قبل از انقلاب وجود داشت و مجبور بودم نام دیگری را انتخاب کنم نام صفر و یک که همان معانی و معانی گسترده تر دارد را انتخاب کردم. البته می دانم مقداری مشکل است که این مساله را در ذهن مردم جا انداخت . اما دلیل دیگری هم برای انتخاب این نام وجود دارد و آن این است که "صفر و یک " افتخاری از افتخارات دانشمندان ایرانی است. عملاً ما ایرانی ها سیستم اعداد و سیستم های عددی دو دویی و اعشاری و غیره را صدها سال قبل از جوامع دیگر کشف کردیم و این افتخار نصیب دو دانشمند بزرگ ایرانی یعنی خوارزمی و خیام بود. همچنین ایرانی ها در علوم رمل و اسطرلاب فوق العاده تبهر داشتند و رابطه اعداد با رمل و اسطرلاب و امور اجتماعی و ما وراء طبیعه    را کشف کرده بودند انتخاب این نام برای نشریه بیشتر به این دلیل بود.

س: خوب محتوای نشریه شما در چه زمینه ای است؟

ج: بیشتر در زمینه فرهنگ سازی و آموزش جامعه فعالیت می کنیم. بصورت تخصصی هم در زمینه آموزش های غیر آکادمیک. بیشتر به مسایل فرهنگی اجتماعی اقتصادی و معلومات عمومی می پردازیم.

س: استقبال چطور بوده؟

ج: الحمد لله استقبال مردم خیلی خوب بود . حتی بیش از پیش بینی ما.

س: چگونه این استقبال را بر آورد کردید؟

ج: خوب روش های زیادی برای بر آورد کردن این استقبال وجود دارد. اول اینکه وقتی که روی کیوسک های مطبوعات عرضه می شود ظرف یکی دو روز کلاً تمام می شود و روی کیوسک ها نایاب می شود. دوم اینکه ما معمولاً تیراژ خیلی بالایی از نشریه را بصورت هدیه در اختیار گروه های مختلف در جامعه قرار می دهیم و در نوبت های بعد برای آنها از قصد ارسال نمی کنیم یا دیر تر ارسال می کنیم و واکنش آنها را بررسی میکنیم که از تماس های مکرر آنها متوجه می شویم که رسیدن این نشریه به دست آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. سوم اینکه ما از قصد برخی مطالب را در نشریه منتشر می کنیم که توقع واکنش خوانندگان را داریم . خیلی از خوانندگان تماس می گیرند نظرات خود را به ما اعلام می کنند که نسبت این تماس ها خیلی زیاد است و همین امر نشانگر توجه آنها به محتوای نشریه می باشد.

س: مثل چه چیز هایی که توقع واکنش خوانندگان را دارید؟

ج: مثلاً برای جدول جایزه در نظر می گیریم یا اینکه فرم های استخدام و یا بن های آموزشگاه ها که در این نشریه منتشر می شود . برگشت اینها نشانگر تعداد خوانندگان است.

س : تیراژ شما چقدر است؟

ج: (با خنده). البته می دانید که این جزو اسرار کار است . اما خوب چون سوال کردید جواب رد به شما نمی دهم . تیراژ ما متغیر است مثلاً در نمایشگاه آموزش های فنی و حرفهای به 100 هزار رسید چرا که تیراژ توزیع رایگان آن زیاد بود و در حالت های معمولی حدود 70 هزار می باشد.

 

 

                                                                        

 

 

س: پس در آمد نشریه شما باید خود باشد . چرا که همین الآن گفتید اکثراً روی کیوسک ها نایاب می شود؟

ج: خیر اینگونه نیست. اولاً همانطور که استحضار داریم قیمت نشریه ما فقط 200 تومان است بدلیل اینکه مجبور به رقابت با نشریات دولتی و یا نشریاتی که با بودجه های عمومی اداره می شوند را داریم . از سوی دیگر با احتساب هزینه های توزیع و کیوسک و ... حدود 100 تا 120 تومان برای ما می ماند که هزینه چاپ آن را نیز تامین نمی کند چون نشریه نو پا است هنوز اسپانسر و آگهی دهنده نیز نداریم که هزینه ها را جبران کند به همین دلیل کلاً فقط هزینه است و سودی ندارد و از سوی دیگر بیش از دو سوم این تیراژ جهت معرفی نشریه به مردم بصورت هدیه به این طرف و آن طرف ارسال می شود که خوب عملاً ضرر در ضرر است ولی باز هم امیدواریم با جذب آگهی و اسپانسر برای صفحات نشریه بتوانیم از ضرر جلوگیری کنیم و آن را به سود دهی برسانیم.

س: خوب پس چرا تیراژ خود را پایین نمی آورید؟

ج: پس از مدتی تیراژ به یک تعادل نسبی خواهد رسید. چون ما در حال حاضر عمده تیراژ نشریه را هدیه می کنیم تا افراد با نشریه ما آشنا شوند قطعاً در طولانی مدت چنین چیزی امکان پذیر نخواهد بود و تیراژ کیوسک بیشتر خواهد شد و شمارگان هدیه دیگر از بین خواهند رفت. مگر اینکه بابت تامین هزینه ها بتوانیم اسپانسر و تبلیغات جذب کنیم که در آن صورت کل سیستم فرق خواهد کرد.

س: منظورتان چگونه فرق خواهد کرد؟

ج: یعنی اگر من بتوانم به هر خانه در ایران یک شماره نشریه را هدیه کنم دریغ نخواهم کرد اما خوب هزینه چنین عملی فوق العاده سر سام آور است.

س: به چه دلیل چنین کاری را انجام دهید؟

ج: چون مردم ما از خواندن مطبوعات سر باز زده اند و خیلی به مطبوعات نوشتاری اهمیت نمی دهند. در کشور های دیگر تیراژ روزنامه ها به بیش از یک ملیون می رسد . در کشور ما روزنامه ای که بالاترین تیراژ را دارد فروش آن فقط به خاطر راهنمای پیوست است نه محتوا. ما باید سعی کنیم مطالبی را که خواست مردم است پیدا کنیم و در مطبوعات منعکس کنیم . مطالبی که علاقه مردم به مطبوعات را بیشتر کند نشریات تخصصی هم که برای قشر خاصی از جامعه می باشند و قابل رقابت با نشریات عمومی نیستند.

س: وزارت ارشاد چی کمک نمی کند؟

ج: فعلاً که هیچ کمکی به ما نکرده اند قول داده اند کاغذ نشریه را جبران کنند.

س: با جبران هزینه کاغذ هزینه های شما جبران می شود؟

ج: قطعاً خیر نشریه صدها هزینه دارد که هزینه کاغذ در آن گم است و اگر من بخواهم نشریه را آن گونه که خودم علاقه دارم بچرخانم چندین برابر بودجه فعلی بودجه نیاز خواهم داشت. ولی امیدوارم بتوانم روزی صفر و یک را به آنجا برسانم.

س: فکر می کنید تاثیر دو هفته نامه شما در مخاطبین چقدر است؟

ج: خیلی زیاد. بیش از حد تصور بنده. چند هفته پیش در مراسم تودیع رئیس قدیمی اتحادیه ماشین های اداری بودیم . مثل چند نشریه   دیگر نشریه صفر و یک ما نیز روی میز حاضرین قرار داشت. جالب این بود که بلا استثنا همه حاضرین صفر و یک را برداشتند و مطالب آن را مطالعه کردند و بقیه نشریات را گهگداری فقط نگاهی به آن کردند. من با چند تن از دوستان سر یک میز نشسته بودم یکی از آقایانی که در هیئت مدیره اتحادیه جدید انتخاب شده بود آمد سر میز ما (ایشان نمی دانست من مدیر مسئول صفر و یک هستم) گفت من نمی دانم این صفر و یک سر میز ها از کجا پیدایش شد ما همیشه در شکار آن هستیم هفته قبل یک جوک در آن نوشته بود (شعار جدید جراحان پلاستیک: لولو بده هلو بگیر) این جوک را بزرگ تایپ کردم به شوخی برای باجناق خودم که جراح پلاستیک است بردم او هم نامردی نکرد آن را قاب کرد و در مطب خود گذاشت. که یکی از دوستان حاضر به من اشاره کرد و گفت مدیر مسئول این دو هفته نامه ایشان است و ایشان خیلی از حضور من تشکر کرد و بقیه را برای آشنایی با من سر میز آورد. مشابه همین ماجرا در چندین مکان دیگر برای من پیش آمده . شما باورتان نمی شود شماره ای نیست که چاپ شود و حد اقل پانصد ششصد پیغام الکترونیکی   به ما نرسد. مخاطبین به کانال های مختلف با ما ارتباط بر قرار می کنند و خود همین نشان دهنده تاثیر مطالب نشریه است.

س: فکر می کنید چرا اینگونه است؟

ج: بدلیل اینکه ما نیاز مخاطبین را پیدا کردیم. طبق بر آورد هایی که تا بحال انجام شده خریداران نشریات در ایران بیشتر به سوی نشریات برای چند جاذبه می روند اول حوادث و شایعات دوم جدول و سرگرمی و مطالب ورزشی سوم مطالب اجتماعی چهارم مطالب اقتصادی پنجم مطالب تخصصی و هفتم مطالب سیاسی هشتم مطالب فرهنگی هنری و علمی . در دوره هایی که انتخاباتی در پیش است کم کم خواسته های مردم برای مطالب سیاسی بیشتر می شود و مطالب سیاسی به رتبه دوم و در برخی شرایط اول صعود می کنند و وقتی که مسابقات مهم ورزشی در پیش است مطالب ورزشی صعود می کنند. توجه داشته باشید که مردم ما خیلی به مطالب دیگر کمتر اهمیت می دهند که خود این مساله یک فاجعه فرهنگی است چون حوادث و شایعات چیپ ترین انواع مطالب مطبوعاتی سرگرم کننده مردم هستند و در کشورهای روزنامه خوان بر عکس است و مطالب اجتماعی سرگرمی و جدول - اقتصادی فرهنگی هنری علمی تخصصی ورزشی   و سیاسی به ترتیب رتبه ها را به خود اختصاص می دهند. معمولاً حوادث و شایعات بستگی به نوع حادثه و شایعه در رتبه بندی ها جای خود را تغییر می دهند نه اینکه جایگاه اصلی را داشته باشند. دلیل اصلی این امر یعنی منظور وضعیت نشریات و مطبوعات در ایران آن است که خیلی از کنندگان کار به این امر بصورت یک حرفه نگاه نمی کنند و سلیقه های شخصی یا سلیقه های بازار را در امر دخیل می کنند. ما در نشریه خود سعی کردیم یک خط واحد را جا بیاندازیم و در آن پیش برویم. فکر هم می کنم کم کم نتیجه اش روشن شود.

س: چه خطی؟

ج: خوب یکی از بزرگترین معضلات مطبوعات در ایران حضور مطبوعات دولتی یا مستفیدین از بودجه های عمومی می باشد که همین امر کل کار و حرفه مطبوعات در ایران را تحت الشعاع قرار داده . به عنوان مثال وقتی که یک نشریه با بودجه دولتی چاپ می شود برایش فرقی نمی کند با قیمت 50 تومان یا صد تومان فروش برود یا اینکه اصلا فروش نرود . اما برای بخش خصوصی خیلی این مساله مهم است ما اگر بخواهیم واقعاً هزینه های نشریه خود را تامین کنیم حد اقل این دوهفته نامه را باید با قیمت 800 تومان بفروشیم ولی چون مجبور هستیم با نشریات دیگر رقابت کنیم مجبور هستیم حد اکثر آن را به 200 تومان بفروشیم . با این قیمت عملاً هزینه ها تامین نمی شود و ما مجبور هستیم بدنبال اسپانسر و آگهی دهنده باشیم. خوب برخی نشریات این کار را انجام می دهند و پس از مدتی به نشریات تبلیغاتی بی محتوا تبدیل می شوند که معمولاً به نشریات زرد نیز معروف هستند . شما بیشتر تبلیغات در آنها مشاهده می کنید تا محتوا. حتی مقالات آنها وابسته به اسپانسر های آنها است نه تحریریه. مردم هم متوجه این مطالب می شوند و لذا کم کم ازخواندن چنین نشریاتی خسته می شوند. من برخی نشریات علی الخصوص در زمینه رایانه یا درمان و پزشکی   را که باز می کنم با نشریات کانون های تبلیغاتی هیچ فرقی ندارند فقط مقداری مطلب در آن گنجانده اند که به نام نشریه بتوانند آنها را عرضه کنند. ما از ابتدا سعی کردیم به هیچ وجه محتوای نشریه خود را وابسته نکنیم. همیشه در صفحه اول ما نشانه ای از موفقیت های ایرانی ها در دنیا پیدا می کنید چون می خواهیم مردم بدانند که ایرانی ها همه جا موفق هستند. یکی دو مطلب و مقاله مسایل اجتماعی روز حتماً وجود دارد. در صفحات بعد گزارش ها و مطالب متنوع در مورد امور مختلف  بیشتر آموزشی می باشد. اما آموزش هایی که ما در نشریه خود مطرح می کنیم مسایلی است که قشر زیادی از مردم علی الخصوص جوانان با آن درگیر هستند و نیاز به اطلاعات در آن زمینه دارند از رایانه و موبایل گرفته تا آموزش های آرایش و خیاطی و پوست و مو و آشپزی تا مطالب تغذیه و پزشکی و روانشناسی و فرهنگی ورزشی واجتماعی سعی می کنیم تنوع مطالب آنقدر زیاد و پر محتوا باشد که هر سلیقه ای را ارضا کند. منظور اینکه سعی بر آن است که نشریه ما دست هر کس برسد با هر سلیقه که باشد مطلبی مورد علاقه خود در آن پیدا کند. در پایان هم صفحه آخر را به سرگرمی و جوک اختصاص داده ایم که یکی از پر طرفدار ترین صفحات ما نیز می باشد.

س: فکر نمی کنید تعداد صفحات نشریه نسبت به مطالب ذکر شده کم است؟

ج: البته که اینگونه است . تعداد صفحات نشریه خیلی باید بیشتر باشد. اما من حاضر هستم محتوای نشریه ما را با نشریات دیگر هر کدام که بخواهید مقایسه کنید. با حذف آگهی های درج شده در آنها متوجه می شوید که هشت صفحه ما بیش از چهل صفحه نشریات دیگر محتوا و مطلب دارد و مخاطب وقت خود را صرف نگاه کردن به آگهی های تبلیغاتی ویا عکس های بزرگ نمی کند. ما خیلی انتقاد در مورد عکس های کم مندرج در نشریه داشتیم که البته وجود عکس هم جلوه خاصی به نشریه می دهد و هم اینکه برخی عکس ها بیش از خبر صحبت می کنند اما ما می خواهیم خوانندگان نشریه ما به مطالعه بیشتر ترغیب شوند.

س: خوب شما هم اگر اسپانسر و آگهی داشته باشید مثل بقیه خواهید شد.

ج: خیر شما مطمئن باشید اینطور نخواهد بود . بر اساس سیاستی که ما داریم به نسبت اسپانسر و آگهی تعداد صفحات را افزایش خواهیم داد و محتوا را بیشتر خواهیم کرد. برخی اسپانسر ها نیز به ما مراجعه کردند و پیشنهادات متنوعی را مطرح کردند اما وقتی دیدیم که روی محتوا و سیاست نشریه تاثیر می گذارد با آنها به توافق نرسیدیم.

س: معمولاً برای آگهی دهندگان جواب گرفتن از آگهی خیلی مهم است . آیا شما تا بحال بررسی کرده اید که چقدر آگهی در نشریه شما تاثیر دارد؟

ج: بله . خوب یکی از رشته های تحصیلی من همین است و من سالها در این زمینه کار کردم و به همین دلیل است که به شکر خدا ظرف چند شماره اول   نشریه ما  بگونه ای متقاضی پیدا کرده که روی کیوسک های مطبوعات ظرف همان یکی دو روز اول تمام می شود در صورتی که ما خیلی نشریات قدیمی تر داریم که بیش از دو هفته روی کیوسک می مانند و کسی به آنها نگاه نمی کند. ما از همان ابتدا با طرفند های مختلف بازخور تبلیغات در نشریه خود را مورد سنجش قرار دادیم و متوجه شدیم که بازخور فوق العاده خوبی دارد.

 

این مصاحبه ادامه دارد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد