-
سخن عشق
شنبه 2 بهمن 1389 02:28
آنکه می گوید دوستت دارم خنیانگر غمگینی است که آوازش را از دست داده است، ای کاش عشق را زبان سخن بود.
-
جهنم
شنبه 2 بهمن 1389 02:25
زندگی مثل جهنــــم میشود مثل ایست قلبـــــــــــــــــــــی گاهی نفسم تنــــــــــــگ میشود گاهی قلبـــــــــــــــم می ایستد و هیچ کس نفس نمیکشـــــــــــــــد و هیچ کس شوکه نمیشــــــــــــــــود و خدا با کتابی زیر بغــــــــــــــــل وریشی تا روی زمیــــــــــــــن ولبخندی فیلسوف مآبانـــــــــه مرا از جهنمی...
-
داستان یک دختر در شب عروسیش (غم انگیز) واقعی
شنبه 2 بهمن 1389 02:08
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سراسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده...
-
بگذار تا دل من بی انتها تکرار کند که تنها تو را می خواهد, فقط تو
شنبه 2 بهمن 1389 02:02
روزای بی تو...! به عکست زل می زنم دلم می خواد فریاد بزنم : « دیگه بسه بیا بیا پیشم دارم دیوونه می شم » دلم می خواد بیام تو بغلت و به اندازه ی تموم دلتنگی هام اشک بریزم و تو نازم کنی... عطر تنت همه جا رو پر کرده ،صدای قشنگت مدام توی گوشم می پیچه صدای خنده هات سرحالم کنه ، همه اش خیاله؟؟؟؟!!! چشامو می بندم و صورتتو مجسم...
-
هفت عکس زیبا و پرمعنا ، از هفت گناه کبیره در شکل و سیمای انسان
شنبه 2 بهمن 1389 01:59
هفت عکس زیبا و پرمعنا ، از هفت گناه کبیره در شکل و سیمای انسان شهوت حسادت www.Kocholo.org کلیک کنید www.Kocholo.org کلیک کنید شکم پرستی www.Kocholo.org کلیک کنید www.Kocholo.org کلیک کنید حرص و طمع www.Kocholo.org کلیک کنید www.Kocholo.org کلیک کنید تنبلی www.Kocholo.org کلیک کنید www.Kocholo.org کلیک کنید غرور...
-
نقاش!
شنبه 2 بهمن 1389 01:55
نقاش نیستم، ولی تموم لحظه های بی تو بودن رو " درد " میکشم!
-
از این اتفاقات فقط تو ایران ممکنه بیفته ! شک نکنید
شنبه 2 بهمن 1389 01:54
/* */ عنوان وضعیت دوستان /* */ از این اتفاقات فقط تو ایران ممکنه بیفته ! شک نکنید30 دی 89 - 22:51 /* */
-
جغرافیای قلبم را می دانم...
شنبه 2 بهمن 1389 01:46
تمام جغرافیای قلبم را می شناسم. کوههای بلندش را ، دره های عمیقش را، جنگلهای فشرده و تو در تویش را و دریاهای ژرف و آبی اش را … اگر نقشه کشی بلد بودم بی شک بهترین نقشه ها را می کشیدم. ازین سرزمینی که درون من است. نقطه به نقطه اش را بی هیچ اشتباه! کوههای بلند مهربانی اش را می شناسم ، دره های سیاهش را، رودهای عشقی که به...
-
پرسش: آیا جهنم اگزوترم (دفعکنندهء گرما) است یا اندوترم (جذبکنن
شنبه 2 بهمن 1389 01:42
جواب یک دانشجوی دانشگاه واشینگتن به یک سؤال امتحان شیمی آنچنان جامع و کامل بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اینترنت پخش شده و دست به دست میگرده خوندنش سرگرمکننده است . پرسش: آیا جهنم اگزوترم (دفعکنندهء گرما) است یا اندوترم (جذبکنندهء گرما)؟ اکثر دانشجویان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بویل-ماریوت متوسل شده...
-
پرسشی از آدم. . .
جمعه 1 بهمن 1389 00:39
نامت چه بود؟آدم فرزند؟من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت محل تولد؟بهشت پاک اینک محل سکونت؟زمین خاک آن چیست بر گرده نهادی؟امانت است قدت؟روزی چنان بلند که همسایه خدا،اینک به قدر سایه بختم به روی خاک اعضاء خانواده؟حوای خوب و پاک ، قابیل خشمناک ، هابیل زیر خاک روز تولدت؟روز جمعه، به گمانم روز عشق رنگت؟اینک فقط...
-
گوناگون
جمعه 1 بهمن 1389 00:30
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است / دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است / گاهی تو را کنار خود احساس میکنم / اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است هیچ صبحانه ای طعم لبخند نخواهد داد، از فردا، حالا که ساز میروم میروم میزنی، خورشید بی عسل نگاهت هر صبح از طلوعش پشیمان خواهد شد آمدی از اشتباه اینجا به راه دیگری / باز شادم کن شبی با...
-
نشانی
جمعه 1 بهمن 1389 00:27
نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو ! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی
-
بخاطر؟؟؟
جمعه 1 بهمن 1389 00:17
پرسید بخاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دلم میخواست باتماموجود دادبزنم بخاطر تو بهش گفتم بخاطرهیچ کس پرسید پس بخاطرچی زنده هستی؟ با اینکه دلم فریاد میزد بخاطرتو بایک بغض غمگین گفتم بخاطر هیچ چیز ازش پرسیدم توبخاطر چی زنده هستی؟؟ درحالی که اشک توچشماش جمع شده بود گفت: بخاطرکسی که بخاطرهیچ زنده است
-
گفته های دکتر حلت
جمعه 1 بهمن 1389 00:08
تکنیک فوق العاده بودن وحافظه برتر: ۱-رنگی ببینیم ۲-خیلی بزرگ خیلی کوچک ببینیم ۳-عجیب غریب ببینیم ۴-ترس ناک یا خنده آور یک نابغه چگونه می اندیشد؟ نوابغ در دنیا فقط کسانی هستن که دقت میکنن تکنیک شاگرد اول بودن:: ۱)باتمرکز میخوانند ۲)نابغه ها ازهر دو نیم کره مغزخود استفاده میکنند ۳)در ۲۱روز همه چیز برای ما عادی میشود سعی...
-
چگونه آهسته آهسته عاشق شویم؟
پنجشنبه 30 دی 1389 23:17
درج در ادامه مطلب چگونه آهسته آهسته عاشق شویم؟ 30 دی 89 - 22:34 شاید بتوانیم از عشق به عنوان قدیمیترین مفهوم بشری یاد کنیم و حتی ممکن است گاهی در حیوانات نیز رفتارهایی ببینیم که بشود آنها را عشق تلقی کرد. عشق از آن واژههایی است که ابهامات زیادی دارد و تعاریف بسیاری از آن کردهاند. یکی از مباحثی که با عشق مطرح...
-
از تو . . .
پنجشنبه 30 دی 1389 23:15
-
حس زیبا
پنجشنبه 30 دی 1389 23:12
خدا آن حس زیباست؛ که در تاریکی صحرا؛ زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را؛ یکی همچون نسیم دشت میگوید: کنارت هستم ای تنها...
-
واقعیت شگفت انگیز درمورد عطسه۱۱
پنجشنبه 30 دی 1389 03:57
واقعیت شگفت انگیز درمورد عطسه عطسه با چه سرعتی حرکت میکند؟ آیا رابطه جنسی و نور آفتاب عطسه میآورد؟ سامان معمولاً نه فقط یکبار، نه دوبار، بلکه سه بار پشت سر هم عطسه می کند. به محض اینکه وارد اتومبیل میشود، اگر هوای بیرون آفتابی باشد عطسهاش میگیرد. پدرش هم همینطور است. وقتی یک آدامس نعنایی دهانش میاندازد هم وضع...
-
خدایا پناهم تویی..............................................
پنجشنبه 30 دی 1389 03:34
خدایا،وقتی جهان هستی با ان عظمتش و ستاره ها با میلیاردها عبادتشان در محضر تو سر افکنده اند من چگونه تو را بسرایم؟ خدایا ،خسته ام درمانده در گذره عمر! راه گریزی برایم نمانده است جز چنگ زدن به رشته پر محبت تو رهایم مکن می دانم از کثرت گناهان عرق شرم از پیشانیم جاری می شود اما به من گفته اند تو خیلی مهربانی خدایا،در این...
-
مهربان باش
پنجشنبه 30 دی 1389 03:31
مهربان باش مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش. اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش. اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش. اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش. آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای...
-
داستان فرعون و شیطان
پنجشنبه 30 دی 1389 03:18
فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسید کیستی؟...
-
شرط عشق
چهارشنبه 29 دی 1389 03:46
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که...
-
زمزمه های دلتنگی :
چهارشنبه 29 دی 1389 03:17
زمزمه های دلتنگی : من اگه خدا بودم اینقدر با شیطون سر آدم ها شرط بندی نمی کردم که همش ببازم هی دختر باران! زیاد این دست و آن دست نکن! بترس از دلی که دارد پرپر میشود...!! برای من ...هیچ قراری نمانده هست . . بگو کجای آغوش قرار بگذاریم؟! بگو تا عاشقانهایم را بر اندام آب بسایم می خواهم سر تمام دلتنگیهایم را با زلالی...
-
قلب جغد پیر شکست
چهارشنبه 29 دی 1389 03:03
جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا میکرد. رفتن و ردپای آن را. و آدمهایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند. جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند. او بارها و بارها تاجهای شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابلای خاکروبه...
-
چترهای باز
چهارشنبه 29 دی 1389 02:58
هوا سرد و سوزناک بود و خورشید دل مرده میرفت تا به زحمت از لابهلای ابرهای آبستن با زمین و زمان خداحافظی کند ـ مردم بی اعتنا به اطراف دستهایشان را محکم در جیب فرو برده و یقهها را تا بالای گردن خود پوشش داده بودند و از کنار یکدیگر رد می شدند نم نمک آسمان اشک میریخت. چترهای باز موجب میشد آنها پسر بچه گلفروش کنار...
-
اگر پرنده را در قفس بیندازی
سهشنبه 28 دی 1389 04:36
اگر پرنده را در قفس بیندازی مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی و پرنده ای که قاب گرفته ای فقط تصور باطلی از پرنده است. عشق در قاب یادها پرنده ای است در قفس، منت آب و دانه را بر او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش که عشق طالب حضور است و پرواز، نه امنیت و قاب. * عشق آنگاه که به واژه ای بر روی کارت پستال، به...
-
بودا به دهی سفر کرد
سهشنبه 28 دی 1389 02:17
بودا به دهی سفر کرد . زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد . بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد . کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : «این زن، هرزه است به خانهی او نروید » بودا به کدخدا گفت : « یکی از دستانت را به من بده» کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا...
-
داستان واقعی بسیار جالبی ازیک معلم و دانش آموز
سهشنبه 28 دی 1389 01:17
در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى...
-
خدایا ...........
دوشنبه 27 دی 1389 05:37
خدایا ! 13 بهمن 88 - 08:59 خدایا! به الهام های تو در فاصله ها محتاجم تا گامهایم به سوی سعادت و رستگاری هدایت شود به شکیبایی تو محتاجم تا در خلوت و سکوت خودم لحظه ای از یاد تو و حضور آرامش بخش تو غافل نباشم خدایا! در هنگامه پر تلاطم حادثه ها ؛ در فاصله های بیم و امید و لحظات سهمگین و پر خروش زندگی و در لحظه های تردید و...
-
رقصدن با خدا
دوشنبه 27 دی 1389 05:34
امروز محکومم به جرم داشتن خدا به جرمی که نداشتن گناه هست و داشتن کفر خدایا به چه سازی باید رقصید وقتی رقصیدن بلد نیستی؟کاش به جای تعلیم اعقاید کهنه با ما رقصیدن رو اموخته بودن حالا با اینکه سازی رو نمیشناسی باید کوک کردن رو خودت انجام بدی من نمیخوام برقصم من عروسک خیمه شب بازی اعقاید کهنه شما نیستم من خودم هستم من...