چند روز پیش یه نظر داشتم و خیلی ناراحتم کرد و شاید تنها نظری بود که انقد ناراحتم کرد همیشه دوستام به من میگن علی بی غم که البته این اسم رو خانواده من گذاشتن و میگن اصلا تو از دنیا چی میفهمی اصلا معنی ناراحتی میدونی چیه؟اما همیشه کسانی که با چیزی زندگی کنن براشون عادی میشه و خیلی در موردش صحبت نمیکنن خودتون خوب میدونید منظورم چیه پس در موردش صحبت نمیکنم اما نظر این خواهر برادر این بود
نمیدونم از کجا شروع کنم قصه ی تلخ سادگیمو
نمیدونم چرا قسمت میکنم روزای خوب زندگیمو
چرا تو اول قصه همه دوسم میدارن
وسط قصه میشه سر به سر من میذارن
تا میخواد قصه تموم شه همه تنهام میذارن
میتونم مثل همه دو رنگ باشم دل نبازم
میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم
تا با یک نیش زبون بترکه خراب بشه
تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه
میتونم بازی کنم با عشق احساس کسی
میتونم درست کنم ترس دل و دلواپسی
میتونم دروغ بگم خودمو شیرین کنم
میتونم پشت دلا قایم بشم کمین کنم
ولی با این همه حرفا باز منم مثل اونا
یه دروغ گو میشم همیشه ورد زبونا
یه نفر پیدا بشه به من بگه چیکار کنم؟
با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم
من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره؟
تو دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره؟
تو نباشی چشمام برات گریونه
دنیا برام بدون تو زندونه
دستت اگر دستام تنها بذاره
شب و روزم لحظه ای اروم نداره
تو که بارون تو چشمامو میبینی
لحظه لحظه هارو کنارم میشینی
تو که مثل بارون ارومم میکنی
تو نباشی دل منو خون میکنی
جز تو هیچ کسی و درد عاشقی و غصه های منو خنده های منو لحضه های منو گریه های منو ندیده نشنیده و
وقتی تو نیستی من میشم بین این ادم ها مثل یه غریبه و تو هم همه و گم میشم دنبال تو دنبال تو
تو نباشی چشمام برات گریونه
دنیا برام بدون تو زندونه
دستت اگر دستام تنها بذاره
شب و روزم لحظه ای اروم نداره
تو که بارون تو چشمامو میبینی
لحظه لحظه هارو کنارم میشینی
تو که مثل بارون ارومم میکنی
تو نباشی دل منو خون میکنی
جز تو هیچ کسی و درد عاشقی و غصه های منو خنده های منو لحضه های منو گریه های منو ندیده نشنیده و
وقتی تو نیستی من میشم بین این ادم هامثل یه غریبه و تو هم همه ها و گم میشم دنبال تو دنبال تو
مسیحا ۱۲۰
masiha
برخیز و بیا بتا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم
زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما
چون عهده نمی شود کسی فردا را
حالی خوش کن تو این دل شیدا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
مردم گویند جنت و حور خوش است
من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آن را
در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دوهزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
هرچند که رنگ و بوی زیباست مرا
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی باده ارغوان نمی باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست...
تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست!
با درودی به خانه می آیی و
با بدرودی
خانه را ترک می گویی...
ای سازنده!
لحظه عمر من
به جز فاصله میان این درود و بدرود نیست!
(احمد شاملو)
سلام...
خداحافظ...
چیز تازه اگر یافتید بر این دو اضافه کنید
تا بل باز شود
این در گم شده بر دیوار...
(حسین پناهی)...
((غریبم ، قصه ام چون غصه ام بسیار
سخن پوشیده بشنو ،اسب من مرده ست و اصلم پیر و پژمرده ست
غم دل با تو گویم غار
کبوترهای جادوی بشارتگوی
نشستند و تواند بود و باید بودها گفتند
بشارتها به من دادند و سوی آشیان رفتند
من آن کالام را دریا فرو برده
گله ام را گرگها خورده
من آن آواره ی این دشت بی فرسنگ
من آن شهر اسیرم ، ساکنانش سنگ...
ولی گویا دگر این بینوا شهزاده بایددخمه ای جوید
دریغا دخمه ای در خورد این تنهای بدفرجام نتوان یافت
کجایی ای حریق ؟ ای سیل ؟ ای آوار ؟
اشارتها درست و راست بود اما بشارتها
ببخشا گر غبار آلود راه و شوخگینم ، غار
درخشان چشمه پیش چشم من خوشید
فروزان آتشم را باد خاموشید
فکندم ریگها را یک به یک در چاه
همه امشاسپندان را به نام آواز دادم لیک
به جای آب دود از چاه سر بر کرد ، گفتی دیو می گفت : آه
مگر دیگر فروغ ایزدی، آذر، مقدس نیست ؟
مگر آن هفت انوشه خوابشان بس نیست ؟
زمین گندید ، آیا بر فراز آسمان کس نیست ؟
گسسته است زنجیر هزار اهریمنی تر ز آنکه در بند دماوندست
پشوتن مرده است آیا ؟
و برف جاودان بارنده، سام گٌرد را سنگ سیاهی کرده است آیا ؟))
سخن می گفت ، سر در غار کرده ، شهریار شهر سنگستان...
سخن می گفت با تاریکی خلوت...
تو پنداری مغی دلمرده در آتشگهی خاموش...
ز بیداد انیران شکوه ها می کرد...
ستم های فرنگ و ترک و تازی را،
شکایت با شکسته بازوان میترا می کرد،
غمان قرنها را زار می نالید...
حزین آوای او در غار می گشت و صدا می کرد:
(( غم دل با تو گویم ، غار
بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست ؟))
صدا نالنده پاسخ داد :
((...آری نیست ؟))
با سُمضربهی رقصانِ اسبش میگذرد
از کوچهی سرپوشیده
سواری،
بر تَسمهبندِ قَرابینش
برقِ هر سکّه
ستارهیی
بالای خرمنی
در شبِ بینسیم
در شبِ ایلاتیِ عشقی.
چار سوار از تَنگ دراومد
چار تفنگ بر دوشِشون.
دختر از مهتابی نظاره میکند
و از عبورِ سوار
خاطرهیی
همچون داغِ خاموشِ زخمی.
چارتا مادیون پُشتِ مسجد
چار جنازه پُشتِشون.
شهریورِ ۱۳۵۴
بی تو امشب
بی تو امشب ، دارم آتیش می گیرم
تو نباشی ، تک و تنها می میرم
دل تنگم ، دیگه
طاقت نداره
با خیالت ، دوباره جون می گیرم
تو نخواستی که به یادم
بمونی
تو سکوت شب سردم بخونی
تو می خواستی پا بذاری روی قلبم
که شکستی ،
دلمو ، خوب می دونی
کاش تو رو باز ندیده بودم ، دل از عشقت بریده
بودم
هنوزم به پات نشستم ، یاد تو هستم
کاش تو رو باز ندیده بودم ، دل از
عشقت بریده بودم
هنوزم به پات نشستم ، یاد تو هستم
یه روز هدیه داد ، عطش
چشمات
به من خسته ، تب دستاتو
تا تو رو دیدم ، دل به تو دادم
غم بی کسی ،
رفت از یادم
تو بگو چرا ، رفتی از پیشم
اگه بد کردم ، خوب تو می
شم
جای عاشقی ، جای دل بستن
با یه اشتباه ، دلمو نشکن
با یه اشتباه ، دلمو
نشکن
کاش تو رو باز ندیده بودم ، دل از عشقت بریده بودم
هنوزم به پات
نشستم ، یاد تو هستم
کاش تو رو باز ندیده بودم ، دل از عشقت بریده بودم
هنوزم
به پات نشستم ، یاد تو هستم
بی تو امشب ، دارم آتیش می گیرم
تو نباشی ،
تک و تنها می میرم
دل تنگم ، دیگه طاقت نداره
با خیالت ، دوباره جون می
گیرم
تو نخواستی که به یادم بمونی
تو سکوت شب سردم بخونی
تو می خواستی
پا بذاری روی قلبم
که شکستی ، دلمو ، خوب می دونی
کاش تو رو باز ندیده
بودم ، دل از عشقت بریده بودم
هنوزم به پات نشستم ، یاد تو هستم
کاش تو رو
باز ندیده بودم ، دل از عشقت بریده بودم
هنوزم به پات نشستم ، یاد تو
هستم
کاش تو رو باز ندیده بودم ، دل از عشقت بریده بودم
هنوزم به پات
نشستم ، یاد تو هستم
کاش تو رو باز ندیده بودم ، دل از عشقت بریده بودم
هنوزم
به پات نشستم ، یاد تو هستم
فال ورق یا همان پاستور (فال احساس)
اکثرا با ورق های بازی پاسور آشنایی دارید همینطور با برخی شیوه های پاسور .دراینجا به برخی روش ها و تعبیر آنها می پردازیم.این ورق ها ۵۲ عدد هستند و با استفاده از انها به پیشگویی می پردازیم.
این ورق ها به ۴دسته تقسیم میشوند .
برای فال باید همه ۵۲ ورق را باهم مخلوط کرده و بر بزنید .
فال احساس:
فال احساس برای اطلاع از احساس شخص مقابل نسبت به شما و احساس شما نسبت به آن شخص است یه فال ساده بسیار جالب و تعجب آور ! ابتدا ورق ها را خوب بر بزنید به حالتی که پشت ورق ها ببینید نه روی ورق را . سپس به تعداد اسم شخص مقابل بچینید . مثلا" مینا " دارای 4 حرف است بنابرین باید از اول دسته به تر تیب ۴ ورق کنار هم بگذاریم و سپس به ترتیب از اولین ورق شروع به پر کردن همه ۴ دسته می کنیم . سپس دسته ها را از اولین دسته روی هم قرار دهید .حالا شروع به خواندن و تعبیر می کنیم . شما باید ورق های مشابه را پیدا کنید و کنار بگذارید مثلا ۷ و ۷ حالا از هر نوعی بود .
چنانچه کنار هم بودند انها را از بقیه دسته جدا کرده و کنار بگذارید به این ترتیب همه ورق های مشابه را کنار بگذارید و تعبیر کنید:
۱ ، یا همان تک نشان :دوست داشتن
۲ : تردید و ۲دلی
۳: ازدواج قصد ازدواج داشتن
۴: مشکل داشتن
۵ : ناراحتی و غم
۶: تماس و ارتباط تلفنی - نامه -
۷: حکایت از فکر کردن زیاد و به یاد او بودن را دارد
۸: از تیپ و قیافه شما خوشش میاد
۹:از رفتار و اخلاق شما خوشش میاد
۱۰: فاصله- دوری
سرباز : اگر برای مرد باشد نشان از غیرت و تعصب دارد اگر برای زن باشد یعنی شخص دیگری هم در زندگی او نقش مهمی دارد .
بی بی : اگر برای زن باشد نشان از غیرت آن زن را دارد و اگر برای مرد باشد یعنی زنی دیگر را هم دوست دارد ( حتما رقیب نیست ! ممکن است از اعضای خانواده شخص باشد)
شاه: به معنی سلطان دل بودن
سپس از کارت های باقیمانده یک کارت با نیت احساس اصلی طرف مقابل بکشید و یک کارت با نیت احساس خود فال گیرنده بکشید و کارت سوم با نیت احساس مشترک بکشید و تبعیر کنید. . . البته من خودم متوجه نشدم اگر کسی فهمید به منم بگه
خدا وصییته منو گوش بده
ناممو بخون
شاید دیگه من نبآشم
مواظب عشقم بمون
میسپرمش بهت میرم
تمومه تآرو پودمو
یه وقت نیآد برنجونیش
کسل کنی وجودمو
خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب ساده شو بشینه زیر سایشو بهش بگه دوسش داره
خیلی بده زمونه آمون
خدا سپردمش بهت
مواظب عشقم بمون
فردا قراره منو تو
از هم دیگه جدا بشیم
فردا قرار همدمه
گریه بی صدا بشیم
تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنم
آی آدما نگاه کنین
غریب شهر تون منم
یادش بخیر
منو تو و یه قلبه پاک و بی غرور
حالا چی شد عوض شدی
دلت کجاست سنگ صبور
من تو رو عاشق میکنم
هر جور شده
حتی به زور
کی می خواد
فردا تو رو از من بگیره
کاش خونش ویرون بشه آتیش بگیره
ما باید فردا رو از دنیا بگیریم
ما اگه از هم جدا بشیم میمیریم
ما باید قدره این روزهارو بدونیم
وای اگه فردا بیاد تنها میمونیم
خدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی
نزدیکترین کسم اونه خیلی دوسش دارم راستی! یادم نره بهت بگم عزیزترینه من اونه
خودم مهم نیست
اما اون
نذاری تنها بمونه
بمیرم واسه هق هقش
گریه چقدر بهش میاد
وقتی که حرصش می گیره
میگه از من بدش میاد
اما وقتی آروم میشه
میبینه من بغضم گرفت
همین دیوونه بازیهاش ازاول چشممو گرفت
حالا که دیگه مجبوریم
با هم دیگه وداع کنیم
بیا به یاد اون روزا
همدیگرو دعا کنیم
یه وقت دیدی دعا گرفت
خدا نذاشت جدا بشیم
ای وای داره فردا میاد
باید دست به دعا بشیم
با قلب پاکت از خدا
بخواه منو صبرم بده
هنوز نرفتی از پیشم
دوریت داره زجرم میده
کی می خواد فردا تو رو
از من بگیره
کاش خونش ویرون بشه آتیش بگیره
عزیزم یادت نره
دنیا دو روزه
نمیخوام فردا دلت
واسم بسوزه
ای خدا حتی اگه
دوستم نداره تو میتونی
نذاری تنهام بذاره
متولدین تیر ماه
مشخصات کلی متولدین تیرماه:خیلی حسّاس ، سریع الانتقال ، رویایی ، عاشق خانه و خانواده ، منزوی ، عاشق مهتاب ، عاشق فرزند ، علاقه مند به کشاورزی ، گاهی آرام و گاهی طوفانی ، خجالتی ، بسیار با سلیقه و شیک پوش ، پشتیبان اقوام ، دارای قویترین احساسات ، بهترین آشپز ، علاقه زیاد به گل ، دارای حس پدرانه یا مادرانه ، با وفا ، رفیق باز ، صرفه جو و اقتصادی ، محتاج به کمک دیگران ، پر محبّت ، مطیع همسر ، تا حدودی خسیس ، متنفّر از انتقاد ، با هوش ، اهل قهر و آشتی ، در آشتی پیشقدم نمی شود
همسری با وفا ، غمگین در روزهای ابری ، گاهی خوب و گاهی بد ، خیالاتی ، عاشق عتیقه و اشیاء کهنه ، اهل تدارک و آذوقه ، مادیّگرا و پول پرست ، رک گو ، خودخواه ومغرور ، تا حدودی سطحی نگر ، صبور و آرام ، حافظ اسرار ، علاقه زیاد به مادر ، عاشق تعریف و تمجید ، مهمان نواز عالی . خیلی ظریف ، شکیبا ، صمیمی ، محافظه کار ، اهل ریسک نیست ، میهن پرست ، انتقامجو ، وسواسی ، رئوف و مهربان .مرد متولد تیراخمو، بچه مسلک، تودار، همبازی بچهها، کمی بخیل و پول دوست، او بدون شک استاد است و میتواند طولانیترین مطالب را در کوتاهترین جملات بیان کند. حواسش هرگز پرت نمیشود و از پرچانگی بیزار است. اگر قلبش جریحه دار شود فورا به لاک خویش فرو میرود. هیچ مردی به اندازه او زنش را دوست ندارد.
زن متولد تیر
با وفا، نجیب، گاهی اوقات خسیس، در آشپزی قابل، در شبهای مهتابی عاشق، در دوران مادری یک زن کمنظیر، از انتقاد نفرت دارد، اگر مورد تمسخر قرار گیرد به شدت آزرده خاطر میگردد و تاب تحمل طرد شدن را ندارد. صبر و از خودگذشتگی او برای کسانیکه دوستشان دارد حد و مرزی ندارد.
من تیرماه هستم خوباش شامل من میشد بدش نه
آدم ها در دو حالت همدیگر را ترک می کنند: اول اینکه احساس کنند کسی دوستشون نداره و دوم اینکه احساس کنند یکی خیلی دوستشون داره /font> شیشه ها شکستنیست زندگی گذشتنیست این فقط محبت است که همیشه ماندنیست تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت : میتوان گفت که من چلچله لال توام: مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف : سخت محتاج به گرمای پر و بال توام نگه داشتن شخصی در قلبمون خیلی راحته ولی این که تو قلب کسی خودتو نگه داری خیلی مشکله پس قدر قلبی که تو رو تو خودش نگه داشته بدون راز دل با کس نگفتم چون ندارم محرمی ، هر که را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم ، راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی ، عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم ترکه توی کوپه قطار با یک خانم قریبه همسفر بوده. شب خانمه میره تخت بالایی میخوابه و ترکه تخت پایینی. نصفه شب خانمه میگه سردمه، کاش شما میتونستی میرفتی از مأمور قطار برام پتو میگرفتی. ترکه میگه میخوایی خانم امشب فرض کنیم زن و شوهر هستیم تا هردومون گرم شیم؟ خانمه که همچین بگی نگی از پیشنهاد بدش نیومده بوده میگه باشه حاضرم. ترکه میگه پس پاشو خودت برو پتو بگیر، برای منم یه چایی بیار همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسید یادش باشه ریشش کجاست هرگز این چهار چیز را در زندگیت نشکن: اعتماد ، قول ، رابطه و قلب زیرا وقتی این ها می شکنند صدا ندارند ! ولی درد بسیاری دارند ترکه یه سگ فلج داشته، هر وقت دزد میومده، سگه رو می گذاشته توی فرغون و دنبال دزده میدویده سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی این رو من نباید بگم ولی تو یه عیب خیلی بزرگ داری اونم اینه که : . . . . . نمیشه دوستت نداشت خودت را از کسی پس نگیر شاید این تنها چیزیست که او دارد وقتی میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر کن شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود من آن رودم که تنها آب دارم ، نگاهی خسته و بی تاب دارم ، من عشق نور دارم در دل اما ، فقط تصویری از مهتاب دارم مگر نمی دانی بزرگترین دشمن آدمی فهم او ست ؟ تا می توانی خَر باش تا خوش باشی اگر علم بشر مشکلاتی را نیز پدید آورده است، با اتکای به جهل نمی توان بر این مشکلات فایق آمد چرا کودکان اینقدر باهوش و بزرگسالان تا این اندازه نادانند؟ شاید نظام آموزش همگانی است که افراد را نادان بار می آورد مشکل اساسی دنیای امروز اینست که افراد نادان لبریز از اطمینان و اعتماد به نفس و افراد هوشمند پر از شک و تردید هستند انسانها همه در یک چیز مشترکند و آن هم این است که همه با هم تفاوت دارند حقیقت را دوست بدار ولی اشتباه را عفو بکن وقتی شخصی گمان کرد که دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده کند ترکه داشته زنش رو به زور میکرده تو یخچال، ازش میپرسن داری چی کار میکنی؟ میگه: میخوام فاسد نشه اصفهانیه قله اورست را فتح میکنه خبر نگارا میگن چه ارادهای داشتی...... میگه ای خدا لعنتش کنه اون که گفت اینجا نذری میدن دوست بهترین واژه در جهان است، اما کسانی که معنی آن را نمی فهمند این واژه را بدنام کرده اند. دوست، دشمن تنهایی یک تنهاست دانش با عمل همراه است . پس هر که دانست عمل کرد و هر که عمل کرد دانست و دانش، به عمل فرا می خواند، پس اگر او را اجابت کرد چه بهتر و گرنه از او جدا و دورمی شود [امام صادق علیه السلام ما همیشه کسانی را که به فکرما هستن رو به گریه می اندازیم ، گریه می کنیم برای کسانی که به فکرما نیستن و به فکر کسانی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن تیکه ی جدید پسرا به دخترا: این روزا همه از من شماره می خوان، شما چطور؟ نماز وقت خداست انرا به دیگران ندهیم به دریا بزن قایقت می شوم ، حقیرم ولی لایقت می شوم ، من عاشق شدن را بلد نیستم ، تو یادم بده عاشقت میشوم پدرم می گفت: عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شبءحالا هزار شب پشیمانم که چرا یک شب عاشق نبود نگاه ما به زندگی و کردار ما تعیین کننده ی حوادثی است که بر ما می گذرد تواگه پائیز زردی واسه من بهار سبزی...تواگه هوای سردی واسه من همیشه گرمی...تواگه ابر سیاهی واسه من ابر بهاری...تواگه دشت گناهی واسه من یه بی گناهی... تواگه غرق نیازی واسه من یه بی نیازی...تواگه رفیق راهی واسه من یه تکیه گاهی فریاد من از داغ توست ...... بیهوده خاموشم مکن ...... حالا که یادت میکنم ...... دیگر فراموشم مکن ...... همرنگ دریا کن مرا ...... یکبار معنا کن مرا به ترکه میگن خوابیده آب نخور که عقلت کم میشه ...! ترکه میگه عقل چیه؟ میگن: هیچی ، آبتو بخور پندی از یک داغ دیده: هرگز به علامت آبی و قرمز روی شیر توالت اعتماد نکن! زن به شوهرش میگه:تو هندوستان یک زن رو به قیمت یک گوسفند فروختند ..به نظر تو این بی انصافی نیست ؟؟؟؟شوهره میگه:نه اگه زن خوبی باشه می ارزه..... نرسد دست تمنا چو به دامان شما ، میتوان چشم دلی دوخت به ایوان شما ، از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست ، نیمه جانی ست در این فاصله قربان شما دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است همجنس بازی فقط مختص انسان نیست، خفاش نر بیشترین میزان همجنس بازی را در میان پستانداران دارد زندگی رو همانطور که تصور کنی میگذرد, پس سعی کن زندگی رو خوب و زیبا تصور کنی ترکه موقع مرگش بچه هاشو جمع می کنه بهشون یه چوب می ده می گه بشکنید می شکنن. بعد یه دسته چوب می ده می شکنن.بیل می ده می گه بشکنید می شکنن. 10 تا دسته بیل می ده می گه بشکنید می شکنن.میلگرد می ده می شکنن.تیر اهن 14 می ده می شکنن. اخر می گه ترک بازی در نیارید می خوام نصیحتتون کنم گویند اسکندرقبل از مرگ وصیّت کرد هنگام دفن کردن من دست راست مرا بیرون ازخاک بگذارید ،پرسیدند چرا،گفت میخواهم تمام دنیا بدانند که اسکندر با آن همه شکوه و جلال دست خالی از دنیا رفت ۲تا ترکه تصمیم میگیرن فارسی صحبت کنن اولی:پاشو دومی:نمی پاشم اولی:نمی پاشم چیه احمق پاشیده نمی شم درسته So often when we say, " I love you," we say it with a huge "I" and a little "you". (Anthony) اغلب در بیان جمله "من تو را دوست دارم" بر "منی" کلان و "تویی" خرد تاکید داریم. Geniuses are the luckiest of mortals because what they must do is the same as what they most want to do. (W.H.Auden) نوابغ خوش اقبال ترین انسانها هستند چرا که آنچه از آنان انتظار انجامش می رود همان کاری است که شیفته انجام آنند. We must travel in the direction of our fear. (John Berryman) باید در جهت ترسمان سفر کنیم. Those have most power to hurt us, that we love. (Francis Beaumont) کسانی که به آنها عشق می ورزیم از بیشترین قدرت برای آذردن ما برخوردارند. The advantage of a bad memory is that one enjoys several times the same good thing for the first time. (Friendrich Nietzsche) مزیت یک حافظه بد در آنست که می توان چندین بار از یک چیز خوب برای نخستین بار لذت برد. A joke is an epigram on the death of a feeling. (Friendrich Nietzsche) لطیفه، طنزی است که به مناسبت مرگ یک احساس گفته می شود. The lonely one offers his hand too quickly to whomever he encounters. (Friendrich Nietzsche) آدم تنها خیلی زود دستش را در دست هر آنکه با او روبرو شود می گذارد. When a man gets talking about himself, he seldom fails to be eloquent and often reaches the sublime. (Josh Billings) وقتی کسی شروع به سخن گفتن از خویش می کند، بندرت در شیوایی کلام ناکام می ماند و در آن اغلب به اوج تعالی می رسد. Call no man foe, but never love a stranger. (Stella Benson) هیچ کس را دشمن مخوان; اما هرگز به بیگانه ای نیز عشق مورز. Respect is love in plain clothes. (Frankie Byrne) احترام، همان عشق است در تنپوشی ساده. A conclusion is the place where you got tired of thinking. (Arthur Bloch) لحظه نتیجه گیری همان جایی است که از فکر کردن خسته می شوید. It is a very delicate job to forgive a man, without lowering him in his estimation, and yours too. (Josh Billings) کار بسیار ظریفی است که انسانی را ببخشیم، بی آنکه ارزشش را در نظر خود او و خودمان پایین بیاوریم. Friendship is constant in all other things, save in the office and affairs of love. (William Shakespeare) پیوند دوستی در همه حال وفادار و پایدار است، مگر هنگامی که پای مقام و روابط عاشقانه به میان می آید. In judging others, folks will work overtime for no pay. (Charles Edwin Carruthers) در داوری در مورد دیگران، عامه مردم بی آنکه مزدی دریافت کنند اضافه کاری می کنند. Nothing is more despicable than respect based on fear. (Albert Camus) هیچ چیز نفرت انگیزتر از احترامی نیست که بنیان آن بر ترس استوار باشد. The innocent is the person who explains nothing. (Albert Camus) آدم بی گناه کسی است که برای هیچ چیز توضیحی نمی دهد. Nothing's as good or as bad as it appears. (Bushrod H. Campbell) هیچ چیز به آن خوبی یا بدی که به نظر می آید نیست. That which comes into the world to disturb nothing deserves neither respect nor patience. (Rene Char) آنچه به دنیا می آید تا اسباب نگرانی و آشفتگی هیچ باشد، نه سزاوار احترام است و نه در خور شکیبایی. Men shut their doors against a setting sun. (William Shakespeare) مردم درهای خانه اشان را به روی خورشید در حال غروب می بندند. Memory is the thing you forget with. (Alexander Chase) حافظه همان چیزی است که خاطرات را با آن به فراموشی می سپارید. When everyone is wrong, everyone is right. (Nivelle de la Chaussee) آن هنگام که همگان در اشتباهند همان زمانی است که همگی درست می گویند.
/font>/a> اس ام اس فارسی
/font>
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی ![]()
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی
اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی
بخش یازدهم اس ام اس های فارسی
سری یازدهم اس ام اس های سایت اس ام اس فارسی
نام این سری اس ام اس ها را اس ام اس های پروانه ای گذاشته ایم

لبخندهایش به حالت تعلیق درامده.ازوقتی تکرارشادی هایش راحلق اویزکرده
زنها دو وقت گریه می کنن : ?- وقتی فریب می خورن ! ?- وقتی می خوان فریب بدن
زندگی همچون بادکنی است در دستان کودکی، که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد.
کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم
بی وفا دیگه دوستم نداری . . . خیلی خب ، قلادتو باز می کنم بری
عشق مرگ نیست زندگی است. سخت نیست عین سادگی است. عشق عاشقانه های باد وگندم است . اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است. زندگی زیباست حتی اگر کور باشی ؟ خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی؟ اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچ گاه به من پشت نمی کردی اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن.
ویکتور هوگو می گه هرگز به کسی که دوستش داری نگو دوستت دارم ... ویکتور هوگو غلط کرده دوست دارم دوست دارم دوست دارم
نه دل در دست محبوبی گرفتار، نه سردرکوچه باغی برسردار، از این بیهوده گردیدن چه حاصل ؟؟ پیاده می شوم، دنیا نگهدار
چقدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه ارادهی دوست نداشتن ، نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن، با این حال مدام شعر عاشقانه میخوانند
بی تو بودن کار من نیست، تا دلت نرفته برگرد...
من در این کلبه خوشم تو در ان اوج که هستی خوش باش من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش.
نظامی ترین جمله عاشقانه: توی اردو گاه قلبتء منم یه اسیر جنگیء تو منو شکنجه میدیءتوی این قلعه ی سنگی
ای که از درد دلم با خبری / قرص دل درد مرا کی می خری؟
روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت. هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت. چشم سادگی از لطف زمین می جوشید. خودما نیم زمین این همه نا مرد نداشت
آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهی شد که امروز بدان فکر می کنی
شما هم نسبت به خداوند دینی دارید ![]()
آن چه به پروردگار مدیونیم , دوست داشتن دیگران است
دل تاری است که وقتی بشکند بهتر می نوازد
ملت عشق از همه دینها جداست * عاشقان را مذهب و ملت خداست
نامی نداشت. نامش تنها انسان بود؛و تنها دارایی اش تنهایی اش
آن چه به پروردگار مدیونیم , دوست داشتن دیگران است
کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقی ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بی وفا باور ندارد
کوچیک که بودیم تنها کفشامون رو اشتباه می پوشیدیم ، اما حالا چی؟ حالا که بزرگ شدیم تنها کار درستمون پوشیدن کفشامونه !!!
ماه به من گفت،اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟ به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی؟
می دونی بهترین دوست تو کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کسی که اولین اشک تو را ببینه دومیش را پاک کنه سومیش را تبدیل به خنده کند
شخصی را به جهنم می بردند . در راه بر می گشت و به عقب خیره می شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببرید . فرشتگان پرسیدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او امید به بخشش داشت
در یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم !! تو فقط دست دادی.. و من.. همه چیز از دست دادم
به دلیل بالا بودن دخترهای دم بخت. گره زدن سبزه تا بیست فروردین تمدید شد
دو تا دختر داشتند با هم صبحت می کردند. دختر اولی: تو چرا اینقدر به نامزدت علاقه نشون میدی؟ دختر دومی: میدونی، آخه اون پولداره، ... مهربونه، ... پولداره، ... جوونه، ... پولداره، ... قد بلنده، ... پولداره
سه نفر می میرن اولی میفرستن بهشت دومی رو میفرستن جهنم سومی رو میفرستن طویله میپرسند چرا؟ جواب میاد: اولی متاهل بوده دنیا براش جهنم بوده دومی مجرد بوده دنیا براش بهشت بوده سومی متاهل بوده زنش مرده مرتیکه الاغ رفته دوباره زن گرفته
ای غم ، تو که هستی از کجا می آیی؟
هر دم به هوای دل ما می آیی
باز آی و قدم به روی چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا می آیی!
شهرام معصومیان
تا حالا به پشت سرت نیم نگاهی کردی ![]()
موقعی که داری واسه بدست آوردن کسی میدوی آروم بدو چون شاید یکی هم داره واسه بدست آوردن تو میدوه
اگر خداوند یک آرزوی انسان را برآورده میکرد من بیگمان دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن من را... آنگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را میپذیرفت؟
اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟ . . . واقعا که! . . . تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟
مرد: چرا دعوامون میشه ، تو عصبانی نمیشی؟ -- زن: خودمو کنترل میکنم -- مرد: چجوری؟ -- زن: توالتو میشورم! -- مرد: چه ربطی داره؟ -- زن: آخه با مسواک تو میشورمش !!!
تصویر چشمان تو را در رویا ها کشیدم، باغ گلی از جنس مریم ها کشیدم، تو گم شدی در جاده های ساکت و دور، من هم به دنبال نفس هایت دویدم
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی
میدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند. بعضی ها مثل " ب " برات میمیرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت میشوند، مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن.
باز در کلبه ی عشق، عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک ، چشم مرا جاری کرد
هیچوقت نمیتوانید با مشت گره کرده ، دست کسی را به گرمی بفشارید
اگه یه خودکار داشتی که فقط اندازه ی نوشتن یک جمله جوهر داشت باهاش چی مینوشتی؟؟؟ خدایا دوست دارم
ترکه از آسمون خراش میفته پایین مردم دورش جمع میشن میگن چی شده ترکه میگه :هیچی بابا پوزه آسانسورمونو زدم
یه بار یه خیارو خیارشور باهم میرفتند یه نفر از خیاره میپرسه این کیه باها ت میگه خواهرمه ترشیده
در زمانی که وفا قصهی برف در تابستان است و صداقت گل نایابیست به که باید گفت با تو خوشبختترین انسانم
خون که قرمزه رنگ عشقه اما اشک که بیرنگه درد عشقه
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد
سلام مهسا جون سیزده کجا میرین؟اگه میشه بیا با هم بریم. اخه پارسال با تو خیلی خوش گذشت . . . . . . . تو که میبینی اس ام اس مال تو نیست مرض داری تا اخر میخونیش؟؟
نه می توانم خود را از تو پس بگیرم ، نه تو را پس بدهم تو مرا گرفته ای یا من تورا، نمی دانم ولی می دانم عاشق همیم
همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای
با تخیلات می توان تا اوج آسمانها پرواز کرد ,اما نمی توان چیزی به دست آورد
زندگی مثل یه پل قدیمیه! به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه به این فکر کن که اگه افتادی یکی باشه که دستتو بگیره
ترکه می ره امتحان گواهی نامه بده چند بار رد میشه بعد تو راه پلیس جلوش رو می گیره می گه گواهی نامه ترکه می گه دادین که می خواین؟